سینما همیشه به عنوان هنری جمعی، هنری تودهای معرفی و شناخته شده است، کاری گروهی و جمعی که افرادی را پیرامون موضوعی مشترک گردهم آورده است. از زمانی که فیلم خروج «کارگران از کارخانه» توسط برادران لومیر ساخته شد، تصوری از هنری که به بازنماییِ زندگی توده میپردازد و آنها را با خود همراه میسازد، در سینما شکل گرفت. از همان زمان بود که سینما بهعنوان هنری متعلق به توده، مقابل تاتر به عنوان هنری والا و متعلق به طبقهی نخبه قرار گرفت و محل مناقشات بسیاری شد. از زمانیکه سینماسکهایها(نیکلادئونها) مقارن شده بود با کاهش ساعات کار کارگران، سینما هنری ارزان و در دسترس برای همگان، از هر طبقهای شد که میتوانست اوقات فراغتی برای آنان بسازد. ایدهیِ سرگرمی برای همه، هنر برای تودهها از ابتدا با سینما همراه بوده است که در کلِ تاریخ سینما بارها به آن دامن زده شده است. از وقتی استودیوها شکل گرفتند و قوانینی نوشته شدند و از وقتیکه تکنیسینهایی آموزش دیدند و دانشگاهها و مدارس سینمایی بوجود آمدند، هر چه بیشتر مفهوم حرفهایگری و تخصصمحوری در سینما جای باز کرد، اکنون دیگر اقلیتی در حال ظهور بودند که امکان دسترسی به منابع تولید فیلم یافتند. ولی هرچه سینما با ارجاع به ادبیات برای خلق قصه، روی آوری به حافظهیِ داستانی و متون کهنِ برگرفته از ادبیات شفاهی و مکتوب فرهنگ عامه سعی داشت تا تودهی بیشتری از مردم را به سالنها بکشاند و بیشتر به این ایده دامن بزند که سینما متعلق به عامهی مردم است، از آن طرف بیشتر به سمت صنعتی شدن و شکل بخشیدن به مناسبات درونیاش میرفت. چرخهی اقتصادی و کالاشدگیِ سینما هم از این ایده جمعی استفاده کرد تا هر چه بیشتر بخواهد سلیقهی تودهی مردم را در سراسر دنیا بساز
برچسب:
نویسنده: باربد ایمانی
تاريخ: شنبه
13 اسفند
1401 ساعت: 18:29